الشيخ المنتظري
284
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
كوتاهى كرده عقاب دارد ; و اگر قاصر بوده يعنى در ياد گرفتن كوتاهى نكرده عقاب ندارد . از باب مثال ما معتقد به حقانيت اسلام و قرآن هستيم ، و ساير ملّتها اين را قبول ندارند ، عقل به انسان حكم مىكند كه اگر اينها در رسيدن به حق كوتاهى كرده اند ، و با اين كه شنيده بودند اسلامى هست و قرآنى هست و احتمال هم مى دادند كه حق باشد اما براى رسيدن به آن تلاشى نكردند و بر طبق دين پدرى خود عمل كردند ، گنهكار هستند و در قيامت عقاب دارند . اما اگر فرض كرديم كه يك مسيحى تحقيق كرد و واقعاً معتقد شد كه اسلام باطل است ، و يا اين كه مسيحيت را براى او گفته اند و اصلا نامى از اسلام نشنيده ، اين را مى گويند قاصر ; يعنى ذاتاً كوتاه آمده است و مقصّر نيست ، و جاهل قاصر در اصول عقايد مسلّماً عقاب ندارد ، گرچه از نظر فقهى كافر باشد و احكام كفر هم بر او جارى شود اما به جهنم نمى رود ، زيرا اگر خداوند بخواهد او را به جهنم ببرد ظلم است و ظلم قبيح است . البتّه جايى كه براى اهل بهشت هست براى او نيست . كه اين خود بحث دامنه دارى در فلسفه دارد . بهشت اساساً مولود عقايد و اخلاق و اعمال انسان است ; عقايد حق مراحلى از بهشت را به دنبال دارد كه بايد اسمش را گذاشت بهشت عقايد . مى گويند : « المعرفة بذر المشاهدة » شناسايى بذر و تخم مشاهده و ديدن است . شناسايى و اعتقاد انسان نسبت به حقايق عالم وجود ، نسبت به ملائكة الله و پيغمبران و عالم قيامت ، بذر مىشود كه آن حقايق را مشاهده كند ، و از اين مشاهده لذّتى مى برد كه از خوردن ميوه هاى بهشتى و حورالعين نمى برد . بنابراين كسى كه اين شناسايى و اعتقاد را نداشته باشد قهراً بهشت عقايد را هم نخواهد داشت ، چون بذرش را نكاشته تا ميوه اش را بچيند . اخلاق و اعمال هم هر كدام بهشتى دارند از سنخ خود ، اخلاق حسنه بهشتى دارند از سنخ خود ، اعمال هم بهشتى دارند از سنخ خود .